میراث جرون
امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ - ساعت : ۲۳:۰۶
یادداشت
شهرک های دانشگاهی چاره معضل بیکاری

شهرک های دانشگاهی چاره معضل بیکاری

یادداشت ؛ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی بی شک یکی از دغدغه ها ونگرانی های ...

فروغ مسلم زاده/شهرک های دانشگاهی چاره معضل بیکاری

فروغ مسلم زاده/شهرک های دانشگاهی چاره معضل بیکاری

بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی بی شک یکی از دغدغه ها ونگرانی های برنامه ...

گرانی حامل های انرژی وکاهش مصرف

گرانی حامل های انرژی وکاهش مصرف

با گران شدن سوخت در سال 89 ، نه تنها شاهد کاهش مصرف ...

فروغ مسلم زاده /هنرمندان را در زمان حیات‌شان دریابیم

فروغ مسلم زاده /هنرمندان را در زمان حیات‌شان دریابیم

جامعه خشک و بی‌روح ما قطعا با حضور هنرمندان و ارائه هنر‌های زیبای‌شان ...

فروغ مسلم زاده/طرح اشتراک نیم بها ؛طرحی کارگشا

فروغ مسلم زاده/طرح اشتراک نیم بها ؛طرحی کارگشا

قریب به دو سال از اجرای طرحی بنام طرح اشتراک نیم بها نشریات ...

فروغ مسلم زاده /سکوت سنگین و بی تفاوت ،کار دست مان می دهد

فروغ مسلم زاده /سکوت سنگین و بی تفاوت ،کار دست مان می دهد

زلزله 7 ریشتری کرمانشاه و خاطره تلخ زلزله دی ماه 1382 در بم ...

فروغ مسلم زاده /مردم از دولتی ها سبقت گرفتند

فروغ مسلم زاده /مردم از دولتی ها سبقت گرفتند

بعداز گذشت ده روزاز زلزله دلخراش کرمانشاه مردم سراسر کشور با کمک های ...

فوزیه زمردی/درختانی که بهانه هرس سربریده می شوند

فوزیه زمردی/درختانی که بهانه هرس سربریده می شوند

[gallery columns="2" size="full" ids="27310,27311,27312,27313,27314,27315,27316"] در هر فرهنگ و جامعه ای درخت نمونه بارز طراوت ...

وقتی حکم شهردار پارسیان صادر نمی شود

وقتی حکم شهردار پارسیان صادر نمی شود

شهر پارسیان به عنوان مرکز شهرستان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم ...

داریوش حسن زاده/اختلاط دختر وپسردرمدارس بشاگرد

داریوش حسن زاده/اختلاط دختر وپسردرمدارس بشاگرد

اختلاط دختر وپسردرمدارس بشاگرد امروز يكي از معضلات جدي دربعضی از مراكز آموزشي بشاگرد ...

  • کد مطلب : 27957
  • تعداد نظرات : 0 نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ آذر, ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۸
  • شما اینجا هستید :اجتماعی
  •   

    عوامل ريزش ۶۰ درصد مزدبگيران به زير خط فقر

    ٦٠ درصد مزدبگیران زیر خط فقر هستند؛ این آماری است که ابراهیم رزاقی، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه تهران، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های صورت‌گرفته در گفت‌وگو با «شرق» مطرح می‌کند.

    روزنامه شرق: ٦٠ درصد مزدبگیران زیر خط فقر هستند؛ این آماری است که ابراهیم رزاقی، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه تهران، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های صورت‌گرفته در گفت‌وگو با «شرق» مطرح می‌کند.
    او که سال‌ها اقتصاد تدریس کرده و کتاب‌های زیادی تألیف کرده، به سیاست‌های نادرست دولت‌ها در زمینه اشتغال اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: از ٢٨ سال گذشته تاکنون، حدود هزارو ٥٠٠ میلیارد دلار واردات کالا و خدمات داشتیم. درحالی‌که می‌توانستیم ٧٥ یا ١٥٠ میلیون شغل ایجاد کنیم، فقط ١١ میلیون شغل ایجاد کرده‌ایم؛ یعنی این سرمایه عظیم ربطی به تولید نداشته است. او تأکید می‌کند: هم‌اکنون ٦٦ میلیون نفر در ایران که ١٠ سال به بالا هستند، در سن کارند. از این ٦٦ میلیون نفر، ٢٢ میلیون نفر کار می‌کنند؛ یعنی ٤٤ میلیون نفر در سن کار هستند، اما کار نمی‌کنند. دولت می‌گوید برای سه میلیون نفر شغل ایجاد کرده است که با واقعیت همخوانی ندارد. به گفته او، در چهار سال اول فعالیت دولت روحانی ٢٦٠ میلیارد دلار کالا و خدمات وارد شده است که اگر طبق ضابطه پیش می‌رفت، باید بین ١٣ تا ٢٦ میلیون نفر شغل ایجاد می‌شد؛ اما هیچ شغلی ایجاد نشده است. اگر شغلی هم ایجاد شده است، با ورشکستگی کارخانه‌ها و صنایع بی‌کاری ایجاد شده و آن تعداد شغلی را هم که ایجاد شده بود، خنثی کرد. بنابراین اگر در این چهار سال بی‌کاری، افزایش نیافته باشد، ثابت مانده است.
     تاکنون آمارهاي متفاوتي از خط فقر در ايران ارائه شده است؛ از نظر شما خط فقر چقدر است؟

    معمولا خط فقر بايد از سوي دولت‌ها محاسبه شود؛ درحالي‌که اين اتفاق نمي‌افتد، اما اتحاديه‌های کارگري خط فقر را سه‌ميليون‌و ٢٠٠ هزار تومان محاسبه کرده‌‌اند. مزد حداقلي که حساب‌شده و مؤسسات دولتي تصميم گرفته‌‌اند، ٩٢٠ هزار تومان است، اما معلوم نيست تعداد زيادي از کساني که کار مي‌کنند، همين ٩٢٠ هزار تومان را هم دريافت کنند؛ مگر اينکه ساعات زيادي کار کنند يا دو بار کار کنند و اضافه‌کاری‌هاي متعددي انجام دهند که خود اين موارد نيز ابهام ايجاد مي‌کند.

    يکي از عوامل مؤثر در فقيرسازي، تورم است. از طرف ديگر، مزد را متناسب با تورم بالانبردن است؛ يعني تورم وجود دارد و درست حساب شده است؛ درحالي‌که در ايران و حتي در کشورهاي ديگر هم به درستي محاسبه نمي‌شود، اما اتحاديه‌هاي کارگري با توجه به الگوي مصرف کارگران و چانه‌زني به گونه‌اي آن را بالا مي‌برند که حداقل‌ها وجود داشته باشد. البته عوامل ديگري هم وجود دارد.
    مثلا چه عواملي؟
    مثلا ايجاد شغل غير از مزد و حقوق که هرچه بي‌کاري بيشتر باشد، فقر نيز بيشتر خواهد بود. نکته ديگر اينکه وقتي بي‌کاري زياد مي‌شود؛ يعني اشکالي در کار توليد وجود دارد که بي‌کاري افزايش مي‌يابد يا بي‌کاران به کار دعوت نمي‌شوند. يا بدترين حالتي که در اين چندساله ايجاد شده، اين است که شاغلان شغل خود را از دست مي‌دهند، ضمن اينکه عده‌اي دومرتبه شغل پيدا مي‌کنند و به کساني مي‌پيوندند که بي‌کارند. چيزي که آن را تشديد مي‌کند، نبود بيمه است؛ يعني وقتي بيمه نيست، کسي که بي‌کار مي‌شود کاملا درمانده است. اوج فشار به کسي است که بيمه نشده است.
    مبلغي هم که به عنوان بي‌کاري داده مي‌شود، تکافوي زندگي را نمي‌کند که اين موضوع نيز دلايل خود را دارد؛ اينکه چرا شغل ايجاد نمي‌شود، چرا بيمه‌ها متناسب با شرايط زندگي، هزينه‌هاي بي‌کاري را پرداخت نمي‌کنند. اگر يک نمونه را با شاغلان بازنشسته دولتي مقايسه کنيم، مشاهده مي‌کنيم بیشتر بازنشسته‌ها قدرت خريدشان را از دست مي‌دهند. بعد از هفت تا هشت سال معمولا يک‌دوم، يک‌سوم و بعضي وقت‌ها اگر زمان بيشتر شود، يک‌چهارم هم‌رديفان خود که شاغل‌اند حقوق بازنشستگي دريافت مي‌کنند. اينها عواملي است که فقر را گسترش مي‌دهد.
    برخي معتقدند واردات نيز يکي از عواملي است که بر تغيير خط فقر تأثير داشته است.
    واردات نيز يک عامل فقرزايي است؛ آن هم وارداتي که به آن يارانه داده شود و دلاري که با آن واردات مي‌کنند. چون اگر کالاي معينی را در داخل توليد کنيم يا مواد، قطعات و ماشين‌آلات را از خارج بياوريم و در داخل توليد کنيم، سودمان پنج‌ برابر مي‌شود؛ يعني اگر مونتاژ کنيم، پنج ‌برابر سودي داريم که در توليد داخلي به دست می‌آید. بنابراين حتي توليدکننده تشويق مي‌شود کالا از خارج وارد کند چه برسد به کالاهاي مصرفي که جاي خود دارد. در نتيجه توليدکنندگان و کشاورزان کوچک و بزرگ را مورد هدف قرار مي‌دهد و به‌تدريج ورشکسته مي‌شوند و ضرر مي‌کنند و روستاها هم به شهرها مهاجرت مي‌کنند. در شهرها هم کار نيست. توليدکنندگان هم شکل‌هاي مختلف به‌ویژه اگر وام گرفته باشند که معمولا وام دارند، بدهکارند. آن وقت باید وام‌هايي را که سود ندارند، پس دهند. در نتیجه  به صورت آدم‌هايي درمي‌آيند که کاملا درمانده‌‌اند و فقر شديد دارند و در اين شرايط بايد هرچه دارند مثل ماشين و خانه را بفروشند و فقيرتر شوند.
    چه زماني‌هايي فقر بيشتر مي‌شود؟
    به‌تدريج؛ به‌‌خصوص وقتي تورم وجود داشته باشد و مزد و حقوق متناسب با تورم بالا نرود. بر اساس محاسبه انجام‌شده حدود ٦٠ درصد مزد و حقوق‌بگيران زير خط فقر هستند. تازه اينها حقوق‌بگيرند و کار مي‌کنند، بماند آنها که کار نمي‌کنند. بازنشسته‌ها هم همين‌طور. قريب به اتفاق آنها تازه بازنشسته شده‌‌اند و هنوز اثري که به آن اشاره شد، پديد نيامده است. هر سال درجه مزد و حقوق شاغلان را بيشتر از بازنشسته‌ها بالا مي‌برند. اين سبب مي‌شود بازنشسته‌ها به‌تدريج قدرت خريدشان را از دست بدهند. اين در حالي است که وقتي سن بالا مي‌رود، هزينه‌ها نیز بالا مي‌رود و به انواع بيماري مبتلا مي‌شوند. خدماتي که بيمه‌ها مي‌گيرند به فقر بازنشسته‌ها کمک مي‌کند. حق‌بيمه بيمه‌گذار را بالا مي‌برند و خدمات بيمه را کم مي‌کنند. تنها يک نمونه که در تحقيقات هم آمده، نشان مي‌دهد ٨٠ درصد کساني که احتياج به خدمات دندان‌پزشکي دارند، نمي‌توانند از آن استفاد کنند؛ چون خصوصي هستند و دولتي‌ها هم بنا به دلايلي خدمات لازم را نمي‌دهند. از اين نمونه‌ها زياد است. حالا فقرا و ثروتمندان را در نظر بگيريد. سبد مصرفي اينها با هم متفاوت است. مثلا هزينه خوراک براي طبقات بالاي جامعه حدود پنج درصد است، اما براي طبقات پايين ٣٠ تا ٣٥ درصد است. بنابراين وقتي قيمت خوراک بالا مي‌رود، فشاري که به طبقات پايين وارد مي‌شود زياد است. حال اگر فرد مستأجر هم باشد، وضع بدتر می‌شود. آنکه خانه دارد، هزينه خانه اصلا محسوس نيست؛ چون اجاره‌خانه نمي‌دهد مگر اينکه قسط دهد.
    ولي کسي که مستأجر است، این اجاره هر سال خارج از ضوابط بالا مي‌رود و کنترل هم نمي‌شود. در نتيجه آنکه اجاره مي‌دهد، ٣٠، ٤٠ و حتي ٥٠ درصد درآمد را مزد و حقوق مي‌دهد. اين مسائل موجب مي‌شود کالاهاي اساسي را حذف کند. مثلا براي تناسب دخل و خرج، مجبور است مصرف گوشت، شير و تخم‌مرغ را کم کند. در اين ميان قيمت نان را بالا مي‌برند. نان هم خريداري نکنند ديگر چه بايد مصرف کنند. در نتيجه به بيماري مبتلا مي‌شوند. هزينه‌هاي بيماري را از کجا بياورند. اين در حالي است که سياست‌هاي سرمايه‌اي به نام تعديل که پياده شد گفته شد اين سياست‌ها در مرحله اول عده‌اي را فقير مي‌کند اما در بلندمدت همه را ثروتمند مي‌کند. اين از آن حرف‌هايي است که آدام اسميت مانندي مي‌زد. بله مي‌شود اما يک شرط دارد. وقتي کارگر را فقير مي‌کنيد، سود سرمايه‌دار بيشتر مي‌شود و بايد بيشتر توليد کند. اشتغال هم زياد مي‌شود. اين سياست تا جنگ دوم بين‌المللي در اروپا اجرا مي‌شد و بنيان‌گذاران آن ژاپن و آلمان بود؛ حتي آمريکا هم اين سياست را انجام نداد اما فرانسه و انگليس مجبور بودند. اما بعد از آن جنگ، سياست دولت رفاه ايجاد شد. چون در برابر الگوي کمونيست‌ها قرار گرفتند و کارگران مي‌پيوستند به آنها. براي همين هم سياست‌هاي رفاهي اجرا کردند. در اين شرايط سطح زندگي بالا رفت و بيمه‌هاي بي‌کاري و درماني افزايش يافت. آنچه براي سرمايه‌داري مطبوع بود، دوره‌اي است که آدام اسميت مي‌گويد؛ دوره‌اي که کارگران هفت سال در کارخانه به مدت ١٨ ساعت کار مي‌کردند و مي‌مردند.
    مزدي هم به آنها داده نمي‌شد تا بتوانند تغديه مناسبي داشته باشند. اکثر گزارش‌ها حاکي از آن بود که با آب و سيب‌زميني و روغن زندگي مي‌کردند. بعد از مبارزات کارگري اما ساعات کاري کم شد براي همين هم کسي مثل مارکس به وجود آمد و دوقطبي شد. اما مباني مادي‌گرايي بود. اين سياست وقتي در ايران پياده شد، اتفاق ديگري به دنبال داشت. واردات با دلار ارزان و تکيه روي پتروشيمي و نفت. درحالي‌که مي‌توانست اين‌طور نباشد. اکنون هم مي‌تواند کاملا دگرگون شود. زمان‌هايي هم که درآمد نفت و واردات بالا مي‌رود به توليد خدشه وارد مي‌شود. مثل دوره احمدي‌نژاد که واردات به‌شدت بالا مي‌رفت و در برخي سال‌ها واردات کالا و خدمات به بيش از صد ميليارد دلار رسيد. اين در حالي است که دلار ارزان نيز که معمولا در تمام دوران‌ ارزان بوده، به توليد آسيب مي‌زند. البته بعد از سال ٤٨ که تورم ايجاد مي‌شود، دلار را ثابت نگه مي‌دارند، واردات صرفه پيدا مي‌کند و همه چيز به نفع واردکننده‌ها تغيير مي‌کند و واردات ايران در سال ٥٧ به ١٤ ميليارد دلار مي‌رسد؛ در حالي که صادرات غيرنفتي ٥٠٠ ميليون دلار بوده است. تا سال ٤٨ اما اين‌طور نبود. حتي دوره مصدق کشور دوسال‌ونيم بدون نفت اداره شد. مازاد ارزي داشتيم چون تحريم بوديم و نفتي براي صادرات نداشتيم. اما طوري اقتصاد کشور اداره شد که صادرات بيش از واردات شد.
    از توضيحات شما اين‌طور بر‌می‌آید که سرمايه‌داري نادرستي که در ايران پياده شده چنين وضعيتي را ايجاد کرده؟ درست است؟
    سرمايه‌داري که در ايران پياده شده، وابسته است و بدترين نوع سرمايه‌داري است چون توليدگر نيست و وارداتي است. اين نوع سرمايه‌داري مکمل سرمايه‌داري کشورهاي صنعتي است که مواد خام مي‌خواهند و کالا مي‌خواهند بفروشند. کشور ما اين‌طور است. بنابراين طبيعي است در چنين مدل‌هايي فقر رشد کند. چون دولت‌ها فکر مي‌کنند وقتي فرد فقير شد، سرگرم فقر مي‌شود. غربي‌ها هم همين‌طور فکر مي‌کنند مگر تشکيلاتي در کارگران باشد که از خود دفاع کنند.

    برچسب ها :

    تبلیغ
    احمدمرادی oخبرگزاری علم و فناوری آفتاب جنوب دریانیوز ستاره شرق